|
133 - نخستين مسلمان و مبلغ و شهيد طايفه ثقيف
سال نهم هجرت بود، مسلمانان در جنگ تبوك ، با كمال پيروزى از نواحى روم به مدينه
بازگشته بودند، روز بر رونق و گسترش اسلام مى افزود.
عروة بن مسعود ثقفى كه يكى از سران قبيله ثقيف بود، و در طائف مى زيست ، قبل از
آمدن پيامبر (صلى الله عليه وآله ) از ميدان تبول به مدينه آمده ، به حضور پيامبر
(صلى الله عليه وآله ) آمد و چون به حقانيت اسلام پى برده بود، قبول اسلام كرد و از
پيامبر (صلى الله عليه وآله ) اجازه خواست تا به سوى طائف برود و قبيله خود را به
آئين توحيد دعوت كند.
پيامبر (صلى الله عليه وآله ) به او فرمود: ترس آن دارم كه جانت را از دست بدهى .
او عرض كرد: قبيله من ، مرا از چشم خود بيشتر دوست دارند، سرانجام اجازه گرفت و به
سوى قبيله اش رهسپار گرديد...
قوم او كه هنوز در درياى تلخ جاهليت غوطه ور بودند، و نخوت و تكبر و تعصب جاهلى در
سر داشتند، تصميم گرفتند عروه را در حجره خود كه مشغول تبليغ اسلام بود به قتل
رسانند، به دنبال اين تصميم او را تير باران كردند، عروه در حال جان سپردن گفت :
مرگ من كرامتى است كه رسول خدا (صلى الله عليه وآله ) مرا به آن آگاه ساخت ،.
خون جوشان اين اولين مسلمان و شهيد از طائفه ثقيف ، باعث تحول عميقى در اين طايفه
گرديد، رعب و وحشتى در دل آنها افتاد كه خود جمع شدند و هيئتى را بنمايندگى خود به
مدينه فرستادند، تا قبول اسلام كنند، اين هيئت ، رابطه بين پيامبر (صلى الله عليه
وآله ) و قبيله ثقيف گرديد و اسلام به اين قبيله راه يافت و كم كم بت و بتخانه آنها
نابود گرديد و پرچم اسلام در ميان آنها به اهتزاز درآمد.
گرچه عروه به شهادت رسيد، ولى قطرات خون او بطور سريع بذرهاى بسيار از اسلام در
دلهاى قبيله اش كاشت و اين بذرها جوانه زد و به شكوفايى رسيد.
(432)
|